آتئیست ها
آتئیست ها (خداناباوران) از قدیم الایام تا به امروز، تلاش زیادی در خداناباور جلوه دادن داروین داشته و دارند و بسیار کوشش میکنند پوچی سخنان خود را با پنهان شدن پشت اسم و رسم او و امثال او پنهان کنند
فارق از درستی یا نادرستی اندیشه ها و عقاید داروین و به طور شاخص نظریه ی تکاملش، باید گفت که برخلاف تبلیغات بسیاری که جماعت خداناباور دارد داروین اصلا یک خداناباور نبود
البته علت خداناباور پنداشتن داروین تا حدود زیادی به تقابلی که بین علم و دین در اروپا رایج است برمیگردد و از آنجا که عموما (و به غلط) علم و دین را در مخالفت و تضاد با هم می بینند داروین را نیز مخالف دین (و خدا) به حساب آوردند
در حالیکه داروین اصلا درصدد انکار خدا نبود. داروین، فقط مدعی کشف یک قانون طبیعی جدید بود که طراح و خالق آن خدا بود
در واقع نظریه ی داروین ، پاسخی بود برای این مساله که از میان تصورات مختلف درباره ی طراحی طبیعت به دست خدا، کدام یک را باید انتخاب کرد؟
جدای از اینکه پاسخ داروین صحیح بود یا غلط، هرچه که بود انکار خدا را در میان نداشت
اما دلایل و شواهدی که خداناباور نبودن داروین را نشان میدهد
او مینویسد:
«شاید تمامی فرزندان طبیعت در مسیر پیشرفت خود به سوی کمالاند! این ایده را اکتشافات و استنتاجهای مربوط به شکلگیری بخشهای جامد جهان خاکی و آبی تأیید میکند و همچنین سازگار با شکوه و عظمت خالق همۀ اشیا است.»
او یکی از بخشهای «زونومیا» را با یک نیایش از مزامیر به پایان میرساند:
«آسمانها بر شکوه و جلال خداوند گواهی میدهند و چرخ گردون ساختۀ دست اوست.»
او شعری سروده است و در بند اوّل آن چکامه می گوید:
ای بیخدای احمق، آیا رقص بینظم و سرگیجهآور اتمها به این سو و آن سو میتوانست جهانی چنین شگفتانگیز و پر از حکمت و هماهنگی ایجاد کند؟!
داروین در آثار دیگری همچون یادداشتهای روزانه ی پژوهشها، سازگاری گردهافشانی گل ارکیده با محیط به وجود خالق اشاره میکند
او در در کتاب تبار انسان می گوید:
باور به خدا (دین): شواهدی در دست نیست که انسان از ابتدا از موهبت باور به وجود یک خدای توانا بهرهمند بودهباشد؛ بلکه برعکس، شواهد بسیاری برگرفته از تجربۀ افرادی که سالها با قبیلههای وحشی زندگی کردهاند، حاکی از آن است که اقوام بسیاری وجود داشته و هنوز هم وجود دارند که هیچ تصوری از یک خدا یا چندین خدا و هیچ واژهای در زبانشان برای چنین مفهومی ندارند. گرچه پرسش از وجود خالق و فرمانروایی در جهان پرسشی کاملاً متمایز است و برترین متفکرانی که تا کنون زیستهاند به این پرسش پاسخ مثبت دادهاند.
او البته در برخی موارد خود را آگنوستیک (ندانم گرا) معرفی میکند و این به سبب تقابلش با مسیحیتی است که قابل جمع با عقایدش نبود و خود را در تعارض با آن می دید
اما با این وجود در نامه ای تاکید میکند که بی خدا نیست. او در این نامه می گوید:
در شدیدترین نوسانهایم، هرگز یک آتئیست به معنای منکر وجود خدا نبودهام. فکر میکنم بهطور کلی و هر چه سنم بیشتر میشود، اما نه همیشه، واژۀ آگنوستیک توصیف درست تری از وضعیت ذهنی من به دست میدهد
جالبست بدانیم که داروین در لحظات احتضار، کتاب مقدس را به سینه چسبانده بود
به واقع شاید اگر معارف اسلامی به داروین رسیده بود روح تشنه ی او را سیراب میکرد
اما او با مسیحیتی خرافی زده مواجه بود که نه تنها نوری از آن به چشم نمیخورد بلکه سیاهی و تاریکی را تقویت میکرد.