دعای فرج
این روز ها در کوچه ها و خیابان های شهر باران می بارد گاهی تند و بی وقفه و گاهی آرام وبی صدا
ساعتی با صدای بلند داد و فریاد می کند و اندکی بعد آنچنان مظلوم می شود که گویی طفلی ست در آغوزش مادر
این روزها آسمان شهر آرام و قرار ندارد و پر از هیاهوست انگار که چیزی را می گویید تا شنیده شود
می گوید این باران اشک های خداست که بر زمین جاری شده اشک هاییست که خدا برای غریبی مهدی فاطمه می ریزد این گریه خداست که گاهی چنان برای او گریه می کند که از صدای گریه خدا اندام ساکنان زمین به لرزه در می آید و گاهی آرام که فقط چکیدن اشک ها از گونه های آسمان دیده می شود
اما ساکنان زمین حتی قطره ای اشک را هم از مهدی فاطمه دریغ می کنند چه رسد به انتظار کشیدن آمدنش
پ.ن حالش رو داشتی برای فرج دعا کن حتی اگر یک اللهم عجل الولیک الفرج در قنوت نمازت باشد